السيد محسن الأمين ( مترجم : على حجتى كرمانى )
68
سيره معصومان ( فارسي )
از نويسندگانى كه جزو اصحاب امام صادق ( ع ) بودند نيز بايد از ابو حامد اسماعيل كاتب كوفى نام برد ، و از شاعران و سخنورانى كه در عصر آن حضرت شهرتى به دست آوردند و برخى از آنان نيز در رديف مداحان وى بودند بايد سيد حميرى ، اشجع سلمى ، كميت و پسرش مستهل و برادرش ورد و ابو هريره ابار و ابو هريره عجلى و عبدى و جعفر بن عفان و سليمان بن قته عدوى و سيف و ابراهيم بن هرمه و منصور نمرى را نام برد . اخبار و احوال امام صادق ( ع ) در كتاب نثر الدرر نوشتهء آبى نقل شده است : عدهاى از مكيان و اهالى مدينه بر در خانهء منصور جمع شدند ، ربيع ، حاجب منصور ، مكيان را پيش از اهالى مدينه اجازهء ورود داد . پس امام صادق ( ع ) فرمود : آيا به اهالى مكه پيش از مردم مدينه اجازهء ورود مىدهى ؟ ربيع گفت : مكه آشيانه است . امام پاسخ داد : آرى آشيانه است اما به خدا سوگند نيكانش پريدند و بدانش ماندند . آبى نقل كرده است كه : به آن حضرت عرض شد : ابو جعفر منصور از زمانى كه به خلافت رسيده جز لباس خشن در بر نمىكند و جز طعام كم ارزش چيزى نمىخورد . فرمود : واى بر او ! با اين همه كه خداوند به او امكانات داده و اموال مردم براى او جمع مىشود ؟ گفته شد : وى به منظور بخل و جمع كردن مال چنين زندگى مىكند . پس امام فرمود : سپاس خدايى را كه او را از ثروتش محروم گردانيده و دينش را ترك گفته است . در مطالب السئول نقل شده است : يكى از سياهانى كه همواره در ركاب امام صادق ( ع ) بود ، ناپديد گرديد . امام از حال او جويا شد . مردى كه تصميم داشت به آن سياه طعنه بزند در مقام پاسخ برآمد و گفت : او از مردم نبطى بود . امام جعفر صادق ( ع ) فرمود : اصل مرد ، خرد او ، حسبش دين ، و كرمش تقواى اوست . و مرد زمان همگى در اين كه فرزند آدمند ، برابر و يكسانند . آن مرد از اين سخن شرمنده شد . آبى همچنين در نثر الدرر مىنويسد : امام ( ع ) در حال خوردن غذا بود كه مردى از كنار او گذشت اما به امام سلام نكرد . در برابر ، امام او را به غذا دعوت كرد . به امام عرض شد : سنت آن است كه نخست سلام گفته شود و بعدا دعوت به غذا خوردن ، حال آن كه اين مرد به عمد سلام نگفت . امام صادق ( ع ) فرمود : سلام مسألهاى است فقهى و اين يكى به بخل مربوط مىشود . نگارنده : اگر اين حديث كه كسى كه سلام نكرده به غذا دعوت نشود ، صحيح باشد مىتوان آن را با اختلاف جهات در استحباب و عدم استحباب توجيه كرد . چنان كه امام نيز در روايت بالا متذكر شده كه مسأله غذا ندادن به كسى كه سلام نكرده به بخل مربوط است .